حرز کبیر امام جواد

حرز کبیر امام جواد


[vc_row][vc_column][vc_btn title=”برای خرید حرز امام جواد (ع) کلیک کنید” style=”3d” color=”info” size=”lg” align=”center” link=”url:https%3A%2F%2Fhirzrazavi.ir%2Fproduct%2F%25d8%25ad%25d8%25b1%25d8%25b2-%25da%25a9%25d8%25a8%25db%258c%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2585-%25d8%25ac%25d9%2588%25d8%25a7%25d8%25af%2F|target:_blank”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_column_text]

داستان حرز کبیر

دعای حرز امام جواددو نقل دارد که در بین مردم به حرز صغیر (کوتاه ) و حرز کبیر معروف است.

ما هر دو را بیان میکنیم.

اما در اول باید بدونیم فرق این دو حرز یا دعا چیه؟

هر دو از وجود مبارک امام جواد(ع) به دست ما رسیده و دارای برکات و فوایدی هست، حرز صغیر که حدود ۲ خط بیشتر نیست، در مفاتیح الجنان هم موجود که هرکسی میتواند مراجعه کند و حتی خودش بنویسد و همراه داشته باشد. هیچ آدابی هم برای نوشتن و همراه داشتن ندارد برخلاف حرز کبیر که بیش از دو صفحه متن دعا هست و در خود روایت آدابی برای آن بیان شده از جمله نوشتن روی پوست آهو و …..

یا نور یا برهان یا مبین. یا منیر یا رب اکفنی السرور و افات الدهور و اسئلک النجاه یوم ینفخ فی الصور

ترجمه:  ای نور و ای دلیل روشن و آشکار کننده. ای نوربخش پروردگارا از شرور و آفات روزگار کفایتم کن رهایی را تا روزی که در صور دمیده شود از تو می خواهم.

از امام جواد(ع) روایت شده: خود را به این دعا محفوظ بدار همانا اگر لشگریان روم و ترک را ملاقات کنید و همگی به همراه جمیع اهل زمین علیه تو قیام کنند با وجود این حرز از ایشان به تو بدی نرسد و از همه آنها ایمن باشی

داستان حرز امام جواد

امام جواد با دختر خلیفه ازدواج کرده بود که البته زن خوبی نبود و امام جواد را اذیت می‌کرد. روزی ام عیسی خیلی ناراحت می شود و نزد مامون می‌رود و به پدرش می‌گوید که امام جواد ازدواج کرده است. مامون ناراحت شده و با شمشیر به خانه امام جواد می‌رود و شروع به شمشیر زدن می‌کند. ام عیسی بنا به گریه می گذارد و اظهار ندامت می‌کند و به او می‌گوید تو فرزند رسول خدا را کشتی و ناراحت می شود و می گویند که ننگ ابدی را برای خاندان خود خریدیم. دستور می‌دهند که دنبال تشییع جنازه باشید خادمی می‌آید و می‌گوید من از نزد امام جواد می‌آیم اینها تعجب کرده و می‌بینند که امام جواد سالم است. یاسر به امام جواد  می‌گوید که رسول الله این لباس که پوشیدی به من بده که برای کفن خود داشته باشم. اما وقتی لباس را از تن خود در می آورد می‌بیند هیچ  آثاری از زخم به تن ایشان نیست امام جواد می‌فرماید: من حرزی همراه خود دارم.

اما علم ان لی ناصرا و حاجزا یحجز بینی و بینه؟ آیا نمی دانی من یاری دهنده و حافظی دارم؟ (منظور حرز است)

بعد حدیث ادامه دارد تا به اینجا که امام جواد به یاسر امر می‌کنند: پوست آهو بیارن ( دعا برق طبی ) و می‌فرمایند نی  از نقره تهیه کنند که باید روی آن دعایی حکاکی شود (قصبة من فضه).  بعد می‌فرماید در سختی ها به بازوی راست ببندند (فلیشده علی عضده الایمن) و بعد از طریق خواندن نماز را بیان می‌کنند و متن دعا را

 

مطالب مرتبط

[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

2 دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *